لحظه ی خوردن تاریکی و نور است به هم
یا نگاه دو نفر آدم کور است به هم
به فنا می کشد این رابطه ی قلابی
مثل دلبستگی ماهی و تور است به هم
چشم وا می کنی و زندگی شیرین را
می زند یک شبه یک شچشم که شور است به هم
رفتی و بیشتر از پیش به خاطر ماندی
این گره خوردن غیبت و حضور است به هم
سال ها بعد، شبی، سر زده، یک گوشه ی شهر،
"درد" بر خوردن ما حین عبور است به هم
(امید)
امید رهایی | دوره پنجم آفتابگردان ها
09 اردیبهشت 1396
2050
2
4.67