جمعه, 11 خرداد,1403 |

نقد مکتوب شعر آرمان ضیایی فر

شاعر: آرمان ضیایی فر

04 دی 1402 09:15 | 0 نظر | 557 بازدید | امتیاز: با 0 رای
افتاده است اشکی، بر گونه هام امشب
انگار میگذاری در کوچه گام امشب

گاهی به پیچ‌ مویی، گاهی به شور شعری
افتاده است هرکس، آخر به دام امشب

شبها به انتظارت اما چه دیر طی شد
یک خمره می بیاور نزدیک جام امشب

دنیای کوچکِ ما، آغـوش آسمان است
رویای پر کشیدن از روی بام امشب

دستی به آسمان و دستی به جام دارم
باید به من بگویی، آخر کدام امشب؟

یک لحظه دل سپردن، یک عمر شعر و مستی
یک بوسه است تنها، حسن ختام امشب...

نقد شعر:
آوردن ردیف معمولا به شعر قوام می دهد و وجه موسیقایی شعر را بیشتر می کند. معمولا شعرهای مردف از لحاظ مضمونی بسامان‌ترند و این بسامانی را می توان اینگونه توجیه کرد که ردیف به عنوان کلمه کلیدی تکراری هر بیت برای آمدن مضمون تعیین تکلیف می کند و آن را در دایره ای تقریبا محدود قرار می دهد، حتی گاهی اوقات منجر به آفرینش مضمون های نو نیز می شود اما در ردیف این شعر چنین چیزی مشاهده نمی شود و واژه ردیف «امشب» از آنجایی که قید است تقریبا بی خاصیت است و به راحتی می توان آن را با هزاران واژه دیگر جابجا کرد و از طرفی همین بی خاصیتی از آنجا که محدودیت خاصی را اعمال نکرده، راه را برای مضمون پردازی باز گذاشته است.
دیگر نکته ای که در مورد این شعر می توان گفت بحث زبان است. زبان شعر می تواند کهن باشد یا نو اما مساله این است که ما بایستی یکدستی را رعایت کنیم. قسمتی از شعر نباید در خدمت فرم و مضامین قرن چهار باشد و قسمتی در خدمت فرم و مضامین امروزی به گونه‌ای که چهل تکه دیده شود. «گونه هام» به جای «گونه هایم» وامی‌ست از زبان محاوره امروز که کاملا با دیگر اجزای شعر و عناصر و مضامین در تباین است و تافته ای جدا بافته می نماید که اگر عوض شود یکدستی زبان رعایت می شود. البته باز بهتر است که شاعر امروز نیز با خود و زمانه صادق باشد و به جای «دام» و «دستی به جام داشتن» و «خمره می» و ...، از نای زمانه امروز سخن بگوید. کاری که به خوبی در برخی ابیات انجام شده اما در کل شعر دیده نمی شود. به دیگر سخن واژه ها باید در راستای خدمت به زبان امروزین باشد و از زبان گذشته در حد نمک استفاده شود. مثلا قیصر امین پور در شعری چنین سروده است:
«امروز هم
ما هرچه بوده‌ایم، همانیم
ما صوفیان ساده‌ی سرگردان
درویش‌های گمشده‌ی دوره‌گرد
حتی درون خانه‌ی خود هم
مهمانیم»

و در ادامه می گوید:
«-یک استکان چای!
(پس از خستگی)
-این هم شراب خانگی ما!
-بی ترس محتسب»
که از فضای شعر کهن در لابلای شعر امروزه استفاده کرده بی آنکه ناخوش دیده شود و احیانا خواننده شعر حس کند که شعری از مولوی یا دیگر شعرای هم عصر او می خواند.
پیشنهاد بنده برای آرمان ضیایی شاعر این است که دامنه مطالعات امروزین خود را بیشتر کند تا ذهن و زبانش، امروزین شود. قیصر امین پور و عباس چشامی می توانند راهگشای خوبی باشند.
و من الله التوفیق.
ویدئوی مرتبط

,
امتیاز دهید Article Rating
نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.